تبليغاتX
<-طلوع->

  RSS  

"به نام خداوند جان و خرد"

نگاهی به یک مستند اجتماعی:

تن فروشی پشت پرده حجاب

"Prostitution Behind the Veil "

نام کارگردان: ناهید پرسون"ایرانی مقیم سوئد"
موسیقی: احمد پژمان
جوایز: جايزه اول فستيوال بين المللی فيلم های مستند در مارسی 

 

 

 

سال گذشته از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات مجلس شورای اسلامی آماری مبنی بر افزایش فقر که به عواملی چون بیکاری ،اعتیاد و...وابسته است منتشرشد.اما در رابطه بافحشا که امروزه کشورما با آن روبروست آماری به طوردقیق منتشر نشد.امابر اساس یک آمار نیمه رسمی که اعلام شده و سکوت مسئولین نیز مهری برتایید آن است حدود ۳ میلیون زن ودختر فراری درایران وجود دارد که نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر آنها در پایتخت ایران به روسپی گری مشغول هستند.

اما با توجه بهاین آمار و ارقامهای وحشتناک اینکه چرا در مملکت اسلامی مابه این مسئله مهم اجتماعی پرداخته نمی شود خود جای سئوال دارد.اما" خانم ناهید پرسون ،ایرانی مقیم سوئد درطی سفری که به ایران داشته فیلم مستندی را ازاین مسئله اجتماعی ساخته است که در جشنواره فیلم مستند مارسی نیز جایزه اول را از آن خود کرده است.

ناهید پرسون

شخصیتهای اصلی این فیلم مستند ۵۸ دقیقه ای ،دو زن با نام مینا و فریبا هستندکه برای گذران زندگی خود به خودفروشی مشغول هستند.

مينا و فريبا همسايه اند و دوستان خوبی برای يکديگر. آن ها از همديگر حمايت می کنند. هردو در شرايط محروميت فراگير زنان از حقوق اجتماعی شان و تحت معيارهای دوگانه حاکم بر جامعه امروز ايران زندگی می کنند. آن ها زندگی شان را از اين طريق تامين می کنند که در خيابان ها پرسه می زنند و به دنبال مرد می گردند. آن ها در مقابل اين انتخاب قرار دارند: يا بايد کودکان خردسال شان را در خانه تنها بگذارند، يا بايد وقتی که برای هم خوابگی با مردان می روند، آن ها را هم همراه ببرند.

در این میان آنها با قرارخود از مامور نیروی انتظامی(فرمانده یک پاسگاه)،بسیجیان که خود فریاد مبارزه با فحشا رامیزنند،می گویند. 

لازم به توضیح است از آنجا که این فیلم بدون اجازه کارگردان دربعضی از شبکه های ماهوارهای پخش شد خانم پرسون، فریبا و مینا را برای در امان ماندن جانشان از کشور خارج کرده است.

توضیحات نویسنده:

شاید از این قبیل فیلمها دیده باشیم.نمونه اش چندی پیش مستند فقر وفحشا ساخته مسعود ده نمکی بود که بعدباحضور چند کارشناس درتلویزیون ایران این مستند پیگیری شد وبه این نتیجه رسیدند که کسانی که به اینکار مشغول هستند مریض روحی وروانی هستند وبه اجتماع مربوط نمی شود.اما این فیلم مستند نمونه دیگری ازواقعیات اجتماع مابودکه متاسفانه از افشای آن هراس داشته ایم وحاضربه ایجاد یک راه حل برای حل آن نبوده ایم.البته منظورم از راه حل ،راه حلهای منطقی وعلمی است نه سنگسارکردن چنین زنانی که درس عبرتی برای بقیه باشند.چرا؟؟؟سئوالی است که مسئولین امر باید پاسخ گوی آن باشند.امری که نه به مشکلات روحی بلکه به خوداجتماع بازمی گردد.

اما آنچه که دراین فیلم مستند نمایان است:

۱-صیغه،عاملی است برای توجیه تن فروشی.تن فروشی ممنوع است ولی اگر مردی بخواهد سکس بخرد می تواند صيغه کند. آن وقت ديگر آن را تن فروشی نمی نامند، چون يک فرد از روی قران می خواند و دو نفر برای چند لحظه زن و شوهر به حساب می آيند.

۲-دست داشتن برخی افراد که خود درمراکز مبارزه با فحشا فعالیت میکنند.

۳-پنهان ماندن چنین فجایعی این چنینی در کشور وسرپوش گذاشتن بر روی آن.

و.......

*******

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:37 توسط علی مرادی |

        

     "به نام آنکه نامش ایزد پاک       گُل از گل آفرید و آدم از خاک"               

دراولین پست وبلاگ طلوع در سال جدید می خواهم مختصری در باب به وجود آمدن یکی از زیارتگاههای زرتشتیان با نام "پیر سبز" یا" چک چک" که درطی سفر نوروزی از آن دیدن کردم صحبت کنم .این مکان در استان یزد و منطقه شریف آباد در نزدیکی شهر اردکان واقع شده و در نزد زرتشتیان جهان دارای احترام زیادی می باشد.

پیر سبز

پنجم فروردین ۸۷-زیارتگاه پیرسبز

 

 یزدگرد سوم(خسرو) در مدت بیست سال سلطنت خود چندان موفق به اصلاح امور کشور که در اثر جنگهای پی در پی با خارجیان خزانه اش تهی و مردمانش خسته شده بودند نشد.ازطرفی قدرت طلبی های اطرافیان حکومت واعمال تبعیض نیز استقلال کشور را به خطر انداخته بود.مردم نیز از اوضاع کشور ناراضی بودند وسپاهیان نیز روحیه ای برای مبارزه و جنگیدن نداشتند.زیرا در چند جنگ با خارجیان شکست خورده بودند و شهرهای ایران یکی پس از دیگری سقوط نموده بود.و از جان گذشتگانی هم که مقاومتی می کردند کاری از پیش نبردند وآب رفته را نتوانستند به جوی بازگردانند. و سرانجام با کشته شدن یزدگرد سوم بدست یک آسیابان طماع حکومت ساسانیان و به عبارتی فرمانروایی زرتشتیان بر این مرزو بوم به پایان رسید و ایران به دست اعراب فتح شد.

و اما ........

قبل از فرو ریختن حکومت ساسانیان،یزدگرد برای حفظ جان خانواده خود نقطه کویری و متروک که آنروز جلب توجه نمی کرده و امروزه ما آنرا با نام یزد(یادگاری از نام یزدگرد )می شناسیم جایگاهی تهیه و خانواده خود را که شامل دوپسر(اردشیرو هرمزان) و پنج دختر (نیک بانو- ناز بانو- پارس بانو - مهر بانو و شهربانو) و همسرش کتایون و مروارید که کنیز آنان بوده را در آن مستقر نمود.هر یک از این فرزندان به نقطه ای از این کویر می روند وبنا بر روایات زرتشتیان به اراده خداوند برای نجات جان وحفظ پاکدامنی غائب گردیدند که امروزه زیارتگاههای آنا ن در یزد هزاران بازدید کننده چه زرتشتی وچه غیر زرتشتی را به خود می بیند. 

و اما بخوانید حکایت نیک بانو دختر یزدگرد سوم و پدید آمدن زیارتگاه پیر سبز"چک چک":

 

 آقای" رشید شهمردان در کتاب خود با عنوان"پرستشگاههای زرتشتیان "در باب پیرسبز چنین می نویسد:

 صاحب پیر نیک بانو وازشاهدختهای ساسانیان است که پس از سقوط مدائن برای حفظ ناموس وپاکدامنی خویش  آواره بیابانهای ایران می گردد..نیک بانو به اتفاق مروارید که کنیزآنان بوده در بیابان ازهم جدا می شوند،نیک بانو به سمت شرقی شهر یزد می رود و در ۳۷ کیلومتری شهراردکان به کوهی می رسد. نیک بانوچون به دامنه کوهی پشت هیومن و سنجد می رسد سیاهی دشمن را از دور می بیند،نالان و گریان به سمت کوه خشک بالا می رود.همینکه به دسترس دشمن قرار می گیرد آهی از دل کشده وبا نگاهی به کوه می گوید:مرا چون مادری مهربان در آغوش خود بگیر و از دست دشمنانم برهان.

 همان لحظه شکافی در کوه پدیدار ونیک بانو در آن ناپدید می گردد وسپاهیان دشمن از مشاهده واقعه حیران گشته وراه خود می گیرند.پس از مدتی بالای این کوه بلند خشک و بایر قطرات آب به زمین می چکد.به قدری که مسافریراسیراب واگر جمعیت زیادتری به آنجا برسند جریان قطرات آب بیشترشده به طوریکه همه را کفایت کند..

 

 نمایی ازداخل زیارت گاه پیرسبز

 

توضیح نویسنده:

ازآنجایی که قطرات آب از سقف این مکان به زمین می چکدبه چک چک مشهور شده.و هنگام ورود به داخل زیارتگاه کف آن کاملا بر اثر قطرات آب خیس می باشد.(به دلیل کمبود شارژ دوربین عکاسی دو  عکس فوق را با دوربین موبایلم گرفتم که به خاطر کیفیت پائین تصاویر از شما عذر می خواهم.)

و اما نقل شده است که چوپانی در نزدیکی" چاه متک" گله خودرا گم می کند .پس از جستجوی زیاد با خستگی و تشنگی زیاد به این کوه بر می خورد که قطرات آب از آن بر زمین می چکد.رفع خستگی و تشنگی می کند و در آنجا به خواب عمیقی فرو می رود.در خواب بانویی فرهمند می بیند که به او می گوید: در این محل اتاقی بساز وشمع و چراغ بیافروز وبه دیگران هم خبر بده که چنین کنند و در اندکی با کمک زرتشتیان آن منطقه زیارتگاه پیر سبز یا چک چک ساخته می شود. 

منظره بیرون زیارتگاه پیرسبز

آنچه که درتصویر فوق قابل مشاهده است ارتفاع زیاد این زیارتگاه و همچنین خشک بودن وبی آب بودن محوطه اطراف آن می باشد که حتی یک درخت هم در آن نزدیکی وجود ندارد. 

 به هنگام ورودبه زیارتگاه بایدهمه بازدید کنندگان کفشهای خود را در بیاورند و زرتشتیان نیز به هنگام آمدن به این زیارتگاه باید لباس مقدس خود را به تن کنند.همچنین در تاریخ ۲۴ تا ۲۸خرداد ماه هرسال تمامی زرتشتیان ایران وجهان دراین مکان جمع شده و به عبادت مشغول می شوند.

*******

 <این مطلب در سایت فرهنگی هفتان به ثبت رسید>

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 1:19 توسط علی مرادی |