"به نام خداوند جان و خرد"

و سرانجام نامزدان ریاست جمهوری از سوی وزارت کشور آنهم پس از تاخیری پنج روزه اعلام شدند.همان نامهای تکراری که انتطار می رفت.در اعلام نفرات باید شاهد دموکراسی می بودیم که نبودیم.
این روزها همه از انتخابات می گویند ، شما چطور؟
چه کسی شاخ گاو را می شکند؟

درست ۱۴ فروردین ۸۸ بود که ساعت ۱۲ ظهر با یک انرژی که حکایت از تازگی داشت راهی روزنامه شدم.سردبیر محترم به مانند همیشه با تاخیر نسبت به سایرین وارد روزنامه شد و در ابتدای ورود با گفتن متلکهایی به اهالی روزنامه که چرا عید را تبریک نگفتی ،چرا اس ام اس (پیامک) شما با تاخیر آمد و ...کام دوستان را شیرین کرد و بعد هم با انجام یک سخنرانی با شکوه در تحریره گفت:"اوضاع و احوال کشور با توجه به نزدیکی انتخابات در موقعیتی خاص قرار دارد و با توجه به اینکه روزنامه ما از طرف دولت کمتر حمایت می شود قطعا تا زمان انتخابات با بحران هایی روبه رو هستیم و به امید خدا پرداخت اولین حقوق دوستان روزنامه نگارم در سال جدید بنا به شرایط خاص اقتصادی روزنامه به اوایل تیرماه موکول می شود و باید تا زمان انتخابات منتظر بمانیم .لطفا در خرید و دخل و خرج زندگی روزمره جانب صرفه جویی را در نظر بگیرید.ضمنا با این شرایط هرکس می خواهد بماند هرکس هم که دوست ندارد ما را به خیر و او هم به سلامت(فعلا همینی که هست)!" قطعا بازخورد این سخنرانی در میان اهالی روزنامه چیزی جز یاس و ناامیدی و کسالت نبود.
***
این مملکت در طول سالیان مختلف افراد گوناگونی را به عنوان رییس جمهور به خود دیده اما شرایط کلی مردم اعم از رفاه عمومی مردم تغییر آنچنانی را به خود ندیده و همیشه همین موضوع باعث گردیده تا مردم پس از ۴ سال حضور یک رییس جمهور منتظر یک منجی چشم به آینده بدوزند.این بار نیز به رسم سالهای قبل چنین اتفاق میمونی در حال رخ دادن است.اما به راستی در سال ۸۸ که مزین به سال گاو هم هست کدام یک از نامزدها می خواهند با شاخ این گاو سرشاخ شوند و آنرا بشکنند؟
***
احمدی نژاد،کروبی،میرحسین موسوی و شاید افراد دیگری که یکی از آن نامهای تکراری و همیشگی هستند.به اعتقاد نویسنده وخیلی از دوستان فقط افراد عوض می شوند اما محتوا یکی است.عدالت اجتماعی،رفاه اجتماعی ،آزادی بیان و ...که رفاه و آسایش مهمترین شرط راحتی مردم است را ملت می خواهد نه چیز دیگر.پس با این تفاسیر نام مهم نیست در واقع آن عملکرد مهم هست که ما هنوز چیزی ندیده ایم اما در هر صورت ای کسی که شاخ این گاو را می شکنی لطفا خودت را زحمت نده ما فقط همین را می خواهیم:
"آسایش زندگی " حق مسلم ماست
***
ما فقط همین را می خواهیم.حق مسلممان.حقی که از سالها قبل به دنبالش بودیم اما نرسیدیم تا از شرایط بد اقتصادی یک روزنامه نگار یک دلال حرفه ای شود یک دکتر برج ساز تمام عیار شود یک مهندس راننده تاکسی شود یک فوق لیسانس به شغل آزاد و خرید و فروش گوشی بپردازد یک کارگر با هزار ناامیدی شب را به صبح برساند و هزار کوفت دیگر.
***
آری حق مسلمی که امروز و به نوشته ۴۰ چراغی ها در لبنان-سوریه-آذربایجان-افغانستان-عراق-تاجیکستان-فلسطین و با عنوان دست و دلبازی ایرانی می توان یافت.(شماره ۳۳۶-شنبه ۲۹فروردین ۸۸)
|
سال |
سوریه |
آذربایجان |
تاجیکستان |
افغانستان |
عراق |
|
۸۶ |
- |
۲۰۴۸۰۲۸۶۴۴ |
۱۲۲۷۶۵۴۴۱۵ |
۱۱۴۶۶۷۹۷۷۰ |
- |
|
۸۵ |
۸۸۰۱۸۴۰۱۹ |
۱۳۲۴۳۸۸۹۵۲ |
۱۱۱۱۱۳۵۱۷۰ |
۷۶۰۰۹۴۵۸۰ |
۱۴۳۵۳۱۲۷۳۲ |
| ۸۴ | ۸۱۹۴۳۴۱۰۲ | ۶۹۸۸۹۴۹۱۳ | ۸۰۱۴۰۲۲۹۳ | ۶۲۴۴۱۱۶۲۰ | ۶۱۰۴۴۳۲۲۴ |
نمونه ای از دست و دلبازی ایرانی در سالهای اخیر که توسط کمیته امداد ارائه شده است.اعداد همه به تومان می باشد.
***
در ابتدای سخن مثالی از تحریره کوچکمان زدم که با هزار امید و آرزو چشم به آینده دوخته صحبت از دوستانی کردم که با شنیدن آن جملات نا امیدانه منتطر آینده هستند اما اگر شرایط برای ۴ سال خوب شود باقی را چه می شود؟سالیان دیگر چه؟چرا ما باید همیشه منتظر باشیم.نه این تحریره بلکه افراد و گروههای زیادی همینک منتظر آینده هستند.آیا این وابستگی به آینده به جاست؟قبول دارم که شاعر می گوید: "بنی آدم اعضای یکدیگرند" اما فقط ما همین را بلیدیم.پس" چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است" کجا می رود.اگر این ارقام در کشور هزینه می شد واقعا درست هزینه می شد آن سخنرانی سردبیر شاید به نحو دیگری انجام می شد.شاید الآن وضع طور دیگری می شد.پس ئوباره می گویم ما اسم نمی خواهیم ما کسی را می خواهیم که حکایتمان را بداند و دردی از ما دوا کند.
***
این حق مسلم توقع زیادی نیست.فقط در پایان این نکته را متذکر می شوم که سرشاخ شدن با این گاو عزیز کارچندان راحتی هم نیست زیرا بودند دوستانی که از یک حمایت همه جانبه بهره می بردند و جاپایشان بسیار قرص و محکم بود امابه یکباره کله پا شدند.(قابل توجه دوستان)تصویر زیر مصداق این مورد است:

*******