
به نام خدا
امروز که روی دکه های روزنامه فروشی به روزنامه ها نگاه می کردم حاشیه ها ی انتخاباتی منتشر شده در روزنامه ها به اوج رسیده بود و هر نشریه ای با توجه به خط و مشی خود به حمایت از کاندیدای مورد نطرش پرداخته بود.اما در این میان ،شاهکار این حواشی انتخاباتی را می توان به روزنامه کیهان اختصاص داد .حسین شریعتمداری طی یک سخنرانی در جمع اصولگرایان اصفهان به نکاتی اشاره کرده بود که برای نگارنده این مطلب جالب به نظر آمد:
"*شریعتمداری :۱) وقتی در زمان امیرالمومنین قران ها را برای فریب مردم بر نیزه می کردند نباید تعجب کرد که امروز کسانی هم برای فریب مردم شال سبز را بر نیزه کنند.شال سبز که مقدس تر از قران نیست!بازی همان بازی است فقط بازیگران عوض شده اند.
*۲)مردم طعم شیرین خدمت اصول گرایان را چشیده اند ،تواضع رییس جمهور در مواجهه با مردم و شجاعت او در مقابل بیگانگان را به وضوح درک کرده اند و از آن دست نخواهند کشید.
*۳)اگر به قول رهبری عاشورایی در پیش باشد دیگر مانند عاشورای سال ۶۱ هجری امام حسین و یارانش شهید نخواهند شد بلکه این بار نوبت یزید و ابن زیاد و عمر سعد است که به هلاکت برسند.این مردم اجازه نمی دهند که بار دیگر مالک از چند قدمی خیمه قدرتهای استکباری باز گردد."شریعتمداری در جای دیگری از سخنرانی های خود به نکات دیگری هم اشاره کرده که بدین شرح است:"یکی از موثرترین اقدامات احمدی نژاد در مبارزه با مفاسد اقتصادی این است که دست بسیاری از رانت خواران و غارتگران را از بیت المال قطع کرده است.
اما در این سخنرانی شریعتمداری نکاتی وجود دارد که برای نگارنده قابل تامل است:
۱.شریعتمداری در سخنان خود به حرکات احمدی نژاد در کوتاه کردن دست مفاسد اقتصادی اشاره کرده بود اما آقای شریعتمدار کدام مفسد اقتصادی؟مگر همین چند روز پیش نبود که یکی از نشریات ورزشی برای اولین بار با درست کردن پرونده ای به افشاگری علیه محمد علی آبادی دست راست آقای احمدی نژاد پرداخته بود.معاونی که آقا زاده بیست و چند ساله اش با ساخت و ساز بی حساب و کتاب وابسته به سازمان تربیت بدنی اکنون صاحب سرمایه ای چندین و چند میلیاردی است.
۲.در گوشه دیگری از این سخنرانی شریعتمدار به نیزه کردن شال سبز و فریب مردم اشاره می کند اما سئوال اینجاست مگر در انتخابات دور قبل عدالت،بیت المال،آزادی و اصلا شعار پول نفت بر روی نیزه ها نرفت اما به جای اینکه آنها را به مردم برسانند فقط نوک نیزه ها را بر شکم مردم فروکردند و حالا دیگر رمقی برای این ملت نمانده.چرا ما عادت کرده ایم به نمادها دل ببندیم اما محتویات آن نمادها را فراموش کنیم.آیا مفهومی چون عدالت در نظر شما هیچ ارزشی ندارد؟
۳.شریعتمدار در جای دیگری به برخورد دولت نهم با بیگانگان اشاره کرده بود اما آقای شریعتمدار دانشجویان و وبلاگ نویسان و اساتیدی که بی گناه بازنشسته شدند،آن خبرنگاری که به دلیل افشاگری علیه علی آبادی تهدید به مرگ شده بود،و جوانانی که با برخورد گشتهای ارشاد روبه رو می شدند هم جزو بیگانگان بودند.و این یعنی شجاعت؟
۴.آقای شریعتمدار خود را یک سردبیر متعلق به طیف اصول گرا می داند اما قیاس گروه موسوی با یزید و ابن زیاد و عمر سعد بنا به گفته رهبر نقض اخلاق انتخاباتی و تخریب رقیب محسوب نمی شود؟
اضافات :اکنون که روزنامه ها را ورق بزنیم از این دست موارد زیاد به چشممان می آید اما در این بین یک نکته دستگیرمان می شود که قطعا برای یکایکمان در طول این سالها به یک تجربه سیاسی تبدیل شده و آن اینست که اکنون و در زمان انتخابات فقط رقبا تخریب یکدیگر را انجام می دهند،شعار می دهند ،و هنگامی هم که انتخاب شدند حاجی حاجی مکه!زیرا یا بعد از چهار سال دیگر یا دوباره انتخاب می شوند یا دیگر برای مدتی از عرصه سیاست خارج می شوند و هیچ مرجعی هم برای اینکه انها پاسخگوی فعالیتها و اعمال دوران ریاست خود باشند وجود ندارد و این نشان می دهد که انتخابات ایران چه قبل از آمدن رییس جمهور و چه بعد از انتخابات و بدلیل عملی نشدن شعارها در مدار صفر درجه سیر می کند و این همان حکایت من و شما و ما خواهد بود.آه آه