<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 09 Nov 2009 11:49:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نگاهی به یک مستند:ابتذال در سینمای ایران</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 295px; HEIGHT: 253px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/2sgrztqqzznhpnd9hir.jpg&quot; width=301 height=292&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به نام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;گلچینی از پشت صحنه ی فیلم های سینمایی. گلچینی از تکه های سانسور شده فیلمها .مجموعه ای دیدنی و باورنكردنی از هنرمندان ایرانی به همراه عکس هایی که از آنها گرفته شده است.این مجموعه ویدئویی گلچینی از صحنه های مختلف از بازیگران ایرانی در فیلم های سینمایی است،مجموعه ای از روابط ناصحیح - تماس های فیزیكی نا مشروع  در سینمای ایران که هیچ کجا نمیتوانید آنها را ببینید.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نوشته های  فوق نمونه ای از تبلیغات مستندی بود که چندی است &lt;SPAN lang=FA&gt;موقع وبگردی و گشت زدن در سایتها با آن روبه رو می شدم.این تبلیغ مثل ایمیلهای اسپم و اعصاب خورد کن همیشه جلوی چشمانم بود و کنجکاوم کرده بود که این مجموعه از مستندات چه چیزی می تواند برای عرضه داشته باشد،تا اینکه چند روز پیش با دانلود برخی قسمتهای این مستند به حس کنجکاوی خودم پایان دادم.همانطور که در تبلیغ این مستند آمده &lt;SPAN lang=FA&gt;این مجموعه در قالب چند بخش از جمله روابط فیزیکی نامشروع،ترویج بدحجابی،رقص و ترویج روابط مبتذل تهیه شده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;نمیدانم تولیدکنندگان این مستند چه کسانی بوده اند و با ساخت چنین مجموعه ای چه هدفی را دنبال می کردند اما به گمانم هر چه هست دنبال کننده راه طالبان و حامی پیاده کردن مکتب طالبانیسم در ایران هستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;بد نیست بدانید تولید کنندگان این اثر مثلا مستند در بخش روابط فیزیکی نامشروع به جمع آوری تکه فیلمهایی پرداخته که بازیگر زن با سیلی به صورت بازیگر مرد می زند یا یک پسر جوان دست یک زن صد ساله را می بوسد!در بخش روابط مبتذل به جمع آوری قسمتهایی پرداخته شده که عده ای پسر و دختر جوان دور همدیگر جمع شده اند یکی گیتار می زند و بقیه دورش نشسته و تشویقش می کنند.در قسمت رقص هم در یک آسایشگاه یا شاید هم اردوی تفریحی نزدیک به بیست تا سی پسر بچه کم سن و سال حضور دارند که یکی ترانه شاد سر می دهد، یکی می رقصد و بقیه هم دست می زنند،در قسمت بدحجابی هم تکه فیلمهایی را انتخاب کرده اند که در آن بازیگر زن شلوار و پیراهن به تن دارد. و آخر اینکه در کل مستند مواردی از این قبیل انتخاب و جمع آوری شده است.&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0px&quot; align=justify&gt;پی نوشت یک:در لغت نامه دهخدا واژه ابتذال به معنای خوار شدن معنی شده است که اگر واقعا سازندگان این مجموعه در پی اصلاح سینما و ارائه راهکار برای آن بودند می توانستند با توجه به این معنی سوژه های بیشماری را سرلوحه کاری خود قرار دهند تا هم به یک کار مخاطب پسند دست یابند و هم به سینما کمکی کرده باشند، نه اینکه با اتلاف ساعت ها وقت برای ساخت این مجموعه سطحی و آبکی فقط سعی در ارضای خود کرده باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت دو:اگر واقعا هدف از ساخت چنین مستندی روایت فساد در سینما بوده پس باید به سراغ اصلی ترین پدر خوانده سینمای ایران می رفتند که دفتر کارش در خیابان بهشتی حالا به رفت و آمد بسیاری از بازیگران تبدیل شده تا مهر تایید او را برای حضور خود در فیلمها بگیرند . پدر خوانده ای که با مجبور کردن بسیاری از دختران تازه کارو علاقه مند به سینما به حرکات زشت و ناپسند آنهم با نام تست کاری همه رقمه به عامل فساد تبدیل شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت سه:اگر عوامل این مستند می خواستند خواری و ابتذال را در سینمای ایران به تصویر بکشند پس باید به سراغ کارگردان ها و تهیه کنندگانی می رفتند که با گرفتن پول از بازیگران اجازه بازی و حضور در فیلمهایشان را برای آنها صادر می کنند،و چه چیز مبتذل تر و زننده تر از این.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت چهار:در مغز کوچک انسانهای دگمی که دست به ساخت چنین مجموعه ای زدند ابتذال فقط می تواند شهوت و هوس معنی داشه باشد.که اگر یک مخاطب با دیدن این فیلمها به ابتذال کشیده شود باید نامش را بعنوان بی جنبه ترین فرد در تاریخ ثبت کرد.به عقیده من ابتذال سینمای ایران یعنی اینکه بهترین کارگردانان سینمای ایران سالهاست در حسرت نمایش فیلمهایشان روی پرده های سینمای ایران هستند،ابتذال سینمای ایران یعنی اینکه بسیاری از فیلمها توقیف می شوند و اخراجی ها به فروش میلیاردی می رسد.ابتذال یعنی گیشه ای شدن فیلمها تا مخاطبان هر چند سال یکبار در حسرت دیدن یک فیلم خوب و ماندگار بمانند.ابتذال یعنی اینکه سینمای ایران تحت تسلط یک خانواده و بس.ابتذال یعنی خوار شدن و اینهاست عواملی که سینمای ما را خوار کرده و به این حال و روز کشانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اضافات:خوشبختانه در زمینه فیلم و صحبت از سینما افراد بی شماری حضور دارند که با نام منتقد در مطبوعات قلم می زنند و در رادیو و تلویزیون سخن می گویند،بسیاری از آنها از ضعف ها سخن می گویند و از کمبودها حرف می زنند . من فقط دیدگاهم را به عنوان یک مخاطب عام در این زمینه بیان کردم و از ناراحتی هایم به عنوان یک بیننده گفتم.قضاوت با شما . آیا ابتذال فقط آن یک مورد خاص و مد نظر آقایان است؟&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 11:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از بار فروش تا مشهدسر </title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/xro746a2jqifubfvqze.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نام خدا&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;۳۰ اکتبر سایت &quot;نشنال جئوگرافی&quot; عکس روز خود را به ایران و این عکس سیاه و سفید قدیمی اختصاص داده بود.تلفیق دامن،چادر و عینک ریبن چهره های جالبی را برای افراد حاضر در عکس رقم زده است .در شرح این عکس هم آمده است که این دختران از منطقه &quot;بار فروش&quot; در نزدیکی &quot;بندر مشهد سر&quot; هستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پی نوشت ۱:در لغت نامه دهخدا آمده است که نام قدیمی شهر بابل بارفروش بوده و در سال &lt;SPAN dir=ltr class=highlight&gt;۱۳۰۶&lt;/SPAN&gt; ه . ش . بابل نامیده شد. نام جدید نام رودخانه ایست که از ارتفاعات جنوبی شهرستان سرچشمه گرفته از کنار شهر عبور می کند و در بابلسر به دریای مازندران منتهی میشود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پی نوشت ۲:در گوشه دیگری از لغت نامه دهخدا پیرامون مشهدسر هم می خوانیم که بابلسر کنونی ابتدا مشهدسر نام‌داشته اما با تغییرنام بارفروش به مناسبت رود بابل، مشهدسر هم به جهت قرار گرفتن در مصب رودخانه بابل، بابلسر نام‌گرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;اضافات:متاسفانه هرچقدر گشتم تا بتوانم تاریخ دقیق عکس را پیدا کنم چیزی یافت نشد.اما به راستی شما ژست و لباس این دختران را در عکس چطور می بینید و چه برداشتی از آن دارید؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 16:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=106</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازی وبلاگی:من خارجی</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/zswkvie8y6d9tl50tdv.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آلفرد استریندبرگ هستم.در مرکز شهر استکهلم بعنوان سردبیر یک هفته نامه انگلیسی زبان مشغول کارم.هفته نامه روزهای دوشنبه میان دکه ها و فروشگاه های معتبر توزیع می شود،بنابراین برای ارائه یک کار برتر من و همکارانم مجبوریم تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا مجله با کیفیتی را به خوانندگان ارائه دهیم.هفته گذشته دیوید بکهام،که برای امور فرهنگی فیفا به سوئد آمده بود دعوتم را برای یک مصاحبه پذیرفت،مکان مصاحبه ما هم یک رستوران تفریحی کنار ساحل دریا بود. آرامش ساحل،صدای موج،کشیدن پیپ و خوردن قهوه مصاحبه جنجالی با دیوید را بیش از هر چیز دیگری برایم لذت بخش کرد.بعد از پایان مصاحبه به همراه کاوه صلح کل،فوتبال نویس تایم لندن که برای انجام این مصاحبه زحمت زیادی کشیده بود به یک رستوران رفتیم و  برای شام کوفته سوئدی خوردیم.وقتی این مصاحبه چاپ شد خوانندگان زیادی با مجله تماس گرفتند و بابت نوع مصاحبه از ما تشکر کردند.&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=justify&gt;منزلم در منطقه &quot;سادرمال&quot; است ،گذراندن زندگی در روزهای تعطیل هفته آنهم در سکوت و آرامش خانه برایم بسیار لذت بخش است اما لذت بخش تر از آن گوش دادن به موسیقی های مورد علاقه است.بعد از ظهر روزهای تعطیل هم با دوچرخه به رستوران نزدیک منزلم می روم و به سوژه های مجله برای هفته آینده فکر می کنم و در کنارش هم از خوردن بستنی میوه ای مورد علاقه ام که خاص شهر استکهلم  هست لذت می برم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;فردا با ماریا قرار دارم.امروز تصمیم گرفتم پیشنهاد ازدواجم را با او درمیان بگذارم.یک ایتالیایی اصیل که در رشته هنر تحصیل کرده و عاشق نواختن پیانو و سازهای اصیلی چون ویولون است و اکنون در دانشگاه استکهلم به تدریس مشغول است.اگر این ازدواج هم شکل بگیرد قرار است برای ماه عسل یک هفته ای به برزیل برویم.سواحل برزیل در این روزها رویایی است.البته از ایران هم تعریف های زیادی شنیدم اما حوادث اخیر ایران کمی من را با وحشت مواجه کرده و می ترسم که دیگر برگشتی برایمان در کار نباشد .با آغاز زندگی جدید ،زندگی کنونی ام با تغییرات زیادی رو به رو می شود ابتدا باید منزلم را تغییر دهم و به یک خانه بزرگتر نقل مکان کنیم.شرط ازدواج من با همسر آینده ام هم شاید برایتان جالب باشد.قرار است در ازای آموزش زبان انگلیسی از سوی من ماریا هم نواختن پیانو را به من یاد بدهد،شاید برای دوران بازنشستگی ام هم خوب باشد،یک کافه در نقاط جنگلی گوتنبورگ(یوتِبـُریْ) تاسیس کنم و بعنوان صاحبش برای مشتریانم پیانو بزنم.امروز آن کت و شلواری که تازه خریدم را با پیراهن و کراوات همرنگش ست کردم و چند باری پوشیدمش و در جلوی ایینه نگاهی کردم تا ایرادی نداشته باشد،ست بدی نشد.ادکلن مورد علاقه ام را هم که ماریا چند هفته پیش هدیه داد روی کنسول گذاشتم تا موقع رفتن چند پیسش را به لباسم بزنم.قطعا تاثیرات فراوانی دارد.حلقه ای را هم که برایش خریدم کنار گذاشتم.همه چیز کامل و رو به راهست..گرفتاریهای روزهای اخیر باعث شده تا زندگی به سبک قدیم را فراموش کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در گذشته روزهای آخر هفته را سعی می کردم به مالمو بروم و تعطیلات را در کنار دوستان گذشته و هم دانشگاهیان سابقم بگذرانم،و به یاد گذشته پوکر بازی کنیم و اگر هم فرصتی ماند یکی از فیلمهای جدید هالیوود را با یکدیگر به نقد بگذاریم.رمان خواندن را ستایش می کنم برای اینکه پدر بزرگم از نویسندگان و رمان نویسان مشهور سوئد بود.به احترام او تمام کتابهایش را آرشیو کردم و درکتاب خانه منزلم نگهداری می کنم.این روزها فستیوال سراسری سوئد هم در حال برگزاری است بعضی روزها بعد از پایان کار در هفته نامه به محل فستیوال می رویم،همیشه عاشق رقص معروف زنان و مردان اسپانیایی با آن گیتار زدن های استثنایی شان هستم پس این بهانه ای است تا ابتدا برابر سن و غرفه آنها توقف کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت:نوشته های &lt;A href=&quot;http://ghalamfaranse.blogfa.com/post-205.aspx&quot; target=_blank&gt;قلم فرانسه&lt;/A&gt;، &lt;A href=&quot;http://m1nhastam.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;بادبادک باز&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.mahiyehoz.blogfa.com/post-152.aspx&quot; target=_blank&gt;ماهی ها،شبها می خوابند&lt;/A&gt;وسوسه ام کرد تا این بازی وبلاگی را تجربه کنم.در این زمینه خواندن نوشته های &lt;A href=&quot;http://2taman.persianblog.ir/post/227/&quot; target=_blank&gt;دو من&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://firozehmozafari.blogfa.com/post-15.aspx&quot; target=_blank&gt;میس کارتون&lt;/A&gt; هم خالی از لطف نیست.راستی شما دوست عزیز،به این بازی دعوتید.&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 21:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گریه کن،گریه قشنگه!</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0px&quot; align=justify&gt;به نام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0px&quot; align=justify&gt;مقدمه بی ربط اول: بنده خدا تنبل کلاس،همیشه یک پای مقایسه ها بود،همیشه نمادی از یک دانش آموز ضعیف و ناتوان بود.یادم می آید وقتی تنبل کلاس کاری هم می کرد کارستان برای معلم غیر قابل باور بود چه برسد به اهل کلاس و شاگرد اولش که حس رقابت و برتر بودن اجازه درک چنین موضوعی را به او نمی داد،وقتی چنین شرایطی پیش می آمد مقایسه معلم در آن اوضاع واحوال از همه چیز برای شاگرد اول دردناک تر بود:&quot;ببین،فلانی هم از تو بیشتر گرفت،اصلا از تو انتظار نداشتم&quot;.این مقایسه معلم که کم از تنبیه هم نداشت شاید شاگرد اول را به خودش می آورد تا جبران این کم کاری را کند.اماهر از گاهی بهتر بودن زیر دندانهای تنبل کلاس مزه می کرد و می خواست این راه تحول را همینطور طی کند.&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقدمه بی ربط دوم:همانطور که می دانیدانتخابات افغانستان به دور دوم کشیده شد.پس از اینکه تقلب در انتخابات آشکارا شد و برخی از صندوق های رای باطل شدند آرای کرزای به حد نصاب نرسید تا این ماراتن انتخاباتی به دور دوم کشیده شود.اینکه حالا دکتر عبدالله انتخاب شود یا حامد کرزای شاید چندان برای ما مهم نباشد بلکه مسئله مهم  در اینجا چیز دیگری است.&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقدمه بی ربط سوم:برای ما ایرانی ها افغانستان همیشه نمادی از ضعیف ترین و ناتوانترین کشورها بوده است.نماد همان تنبل کلاس بوده و همیشه نقل مثالهای بدمان است.همیشه یک پای مقایسه هایمان بوده ،کشور همسایه ای که سالهاست با فقر و جنگ و مصیبت و اعتیاد دست و پنجه نرم می کند،کشوری که به اعتقاد خیلی ها مردمان قبیله ای نشینش بویی از مدرنیته و پیشرفت نبرده اند و همیشه در صف آخرین کشورها قرار دارند. ما(ایران)که همیشه داعیه برتری نسبت به افغانستان را داشتیم در برگزاری بزرگترین جشن دموکراسی یعنی انتخابات شکست خوردیم.حالا این شاگرد پرمدعا که همیشه به ۲۵۰۰ سال تمدن می نازیده و ادعای قدرت اولی در منطقه  را داشته در زمانی کمتر از سی سال راه نزول و سقوط را طی می کند تا رفته رفته به نمادی از یک شاگرد تنبل و ضعیف تبدیل شود.&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=justify&gt;نتیجه اخلاقی:حدود یک سال پیش در وبلاگ یکی از اساتیدم بحثی میان من با یکی از مخاطبان پیرامون ایران و افغانستان درگرفته بود.من تمام تلاشم را می کردم که به او بفهمانم ما نسبت به افغانها چقدر پیشرفته هستیم،اما اکنون که ذکر چنین شرایطی برای خودم هم غیر قابل باور شده باید قبول کنیم که همان همسایه ضعیف شرقیمان دارد گوی سبقت را می گیرد.انتخاباتش با قبول تقلب به دور دوم کشیده شد،سالهاست که سرعت بالاتر اینترنتش نسبت به ما بحث داغ محافل آی تی و مخابراتیمان بوده،حضور زنان روشنفکر در پست های گوناگون،داشتن شبکه خصوصی و حتی داشتن مطبوعاتی که به گمانم آزادیشان بیشتر از مطبوعات ماست، دست به دست هم داده تا دیگر حتی نتوانیم خودمان را هم با افغانستان مقایسه کنیم.پای ورزش را هم به میان آوریم فوتبال ما به جام جهانی نرفت درست مثل افغانستان،در المپیک تشنه مدال بودیم تا سرانجام بعد از افغانستان مدال گرفتیم.اعتیاد و بیکاری هم که در کشور کم نداریم شاید مثل افغانستان.وضعیت راه ها و حمل و نقل  هوایی ما هم که اوضاع چندان روبراهی ندارد،شاید مثل افغانستان .وضعیت زندگی هایمان هم که تعریفی ندارد و خط فقر هر روز افراد زیادی را زیر می کند شاید مثل افغانستان .روزگاری می گفتند ایران کجا و کره کجا!اما اکنون می گویند کره کجا و ایران کجا!با این شرایط و وجود چنین روندی امیدوارم این جمله بعدها در مورد ما و افغانستان هم صدق نکند.&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 20:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش به خوانندگان</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; به نام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقدمه بی ربط اول:در روزها و هفته های اخیر بنا به دلایل کاری،درگیری های روزمره و مشکلات خاصش آنچنان که باید و شاید نتوانستم به وبلاگم رسیدگی کنم اما اکنون با خواست خدا فرصتی ایجاد شد تا بتوانم به مانند گذشته به سراغ یار همیشگی ام،طلوع مهربان بیایم و با ایجاد تغییراتی جزئی، رختی نو بر تنش کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقدمه بی ربط دوم:در ابتدای این تغییر و تحول تازه سعی بر این است تا فرایند وبلاگ نویسی حقیر در محتوا نیز با تغییراتی رو به رو شود.در شکل جدید تلاشمان بر این است تا با اضافه کردن چند بخش فرم تازه ای را در وبلاگ نویسی مان ارائه دهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقدمه بی ربط سوم:در آخرین پست وبلاگ قبل از این تغییر و تحولات،دوست عزیزم سمیرا سجادی با نقدی کوتاه و دوستانه از طلوع من را متوجه نکته قابل قبولی کرد.در اینجا باید خیلی کوتاه عرض کنم که این نقد شفاف را پذیرفتم و تمام تلاشم را به کار خواهم بست تا در این فرم تازه نقاط ضعف ماههای اخیر را به شکل قابل قبولی جبران نمایم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نتیجه اخلاقی:با این مقدمه چینی نسبتا کوتاه ذهن های زیبای شما را متوجه این موضوع می کنم که در مسیر تازه به کمک و نقد شما دوستان و یکان یکان جان به مانند گذشته نیاز دارم ،باشد که بتوانم مسیر پیشرو را بهتر از سابق طی نمایم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 22:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هر دو روی یک اسکناس</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به نام خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 381px; HEIGHT: 258px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.goethe-verlag.com/book2/_bilder/038.jpg&quot; width=1230 height=765&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;راننده تاکسی مثل همه راننده ها با مشکل پول خرد مواجه بود به همین خاطر دو هزار تومانی دوستم را که قصد حساب کردن داشت پس داد و هزار تومانی من را قبول کرد و با پس گرفتن باقیمانده اش ما پیاده شدیم.هنوز چند ثانیه ای بیشتر از پیاده شدنمان نگذشته بود که صدای بوق تاکسی و راننده اش ما را به سمت تاکسی کشاند و بلند گفت:&quot;دو طرفش یکیه&quot;!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ما که نمی دونستیم جریان از چه قراره با فهمیدن ماجرا حسابی خندمون گرفته بود.تا حالا چنین موردی را ندیده بودم حداقل این یک مورد را ندیده بودم.( فلش بک :ساعت هشت شب بود اما به خاطر تغییر ساعت احساس می کردی ۱۲ شبه.خیابونها نیمه تعطیل بودن و از اون هیاهوی مردم هم چندان خبری نبود.توی تاکسی هم تاریک بود.وقتی دست کردم توی کیف پولم و اون هزارتومانی را به راننده دادم به ظاهر درست مثل همه هزارتومنی ها بود اما بعد از اینکه راننده تاکسی هزار تومانی را پس داد و با دقت نگاهش کردم دیدم نه شکلش هزارتومانیست و نه ارزشش )!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سئوالی که برایم پیش آمده اینست که بدانم این هزارتومانی در معادلات اقتصادی و روزمره مردم چندبار رد و بدل شده ؟ در هر صورت ما هر دو روی یک اسکناس ( !) را دیدیم. اینهم تصویر همان اسکناس هزار تومانی که به قول راننده تاکسی&quot; دو طرفش یکیه&quot; و البته ورژن جدید چسباندن و درست کردن اسکناس هم از سوی بعضی افراد محسوب میشود:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 513px; HEIGHT: 226px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/untitled.JPG&quot; width=587 height=308&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 12:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهر شهره فرنگه!</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به نام خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;امروز رفتم به گذشته ها اما برای سفرم نه کتیبه ای داشتم و نه ماشین زمانی فقط یک اراده برای خواستن.شاید به عقلم شک کنید اما واقعا چنین کاری رو انجام دادم،خواستن توانستن است.سفرم به گذشته کمی متفاوت بود و البته حاصل هم داشت.حالا میگی چه جوری؟اینجوری!کلید قفل صندوقچه طلوع رو دست گرفتم و قفل و باز کردم و رفتم به آرشیو وبلاگم.از اولین مطلب تا همین مطلب قبل رو خوندم،ایرادات رو برطرف کردم و عکسهایی که غیب شده بودن را تا حد امکان دوباره ظاهر کردم.در بعضی پستها توقفم طولانی بود و بعضی ها هم با سرعت رد کردم.بهزاد بلور &quot;مجری برنامه کوک از شبکه بی بی سی&quot;چند هفته قبل یکی از برنامه هاش رو به گذشته های کوک اختصاص داد منم امروز می خوام یک مروری از گذشته های طلوع داشته باشم که در واقع سوغات البته تکراری من از طلوع برای شما در این پست هست.امیدوارم خوشتان بیاد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۱)تعطیلات نوروز ۸۶ بود که برادران همیشه در صحنه برای دفاع از حریم کشور ۱۵ عدد ملوان انگلیسی را دستگیر کردند و در همان موقع تحریمی هم شامل حالمان شد و از همه خطرناک تر کشور به خاطر همین پافشاری در زندانی کردن ملوانان به سوی جنگ کشیده می شد که سر انجام اولتیماتوم غرب و شخص بلر باعث عقب نشینی ایران شد و یکی از آن هزار داستان سیاسی با هزاران تبعات ختم به خیر شد. کاریکاتور زیر هم پیرامون همین موضوع در مجله تایم انگلستان به تصویر کشیده شد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 515px; HEIGHT: 371px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img.timeinc.net/time/cartoons/20070401/4.jpg&quot; width=514 height=402&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۲) قطعا این کاریکاتور توی ذهنتون هست.اولین باری که دیدمش توی برد گروه ارتباطات بود.استاد جمال رحمتی،کارتونیست کاربلد در روزهایی که جنجال پیرامون فیلم سیصد بالا گرفته بود این کارتون رو در صفحه شانزده روزنامه اعتماد ملی&quot;یادش بخیر&quot;به تصویر کشید تا ذهن های درگیرفیلم سیصد  متوجه سیوند هم شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/204211.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۳) نمی دونم از این موضوع ذهنیتی دارید یا نه،اما اواسط اردیبهشت ماه سال ۸۶ بود که یعقوب یاد علی رمان نویس اصفهانی و برنده جایزه بنیاد گلشیری به جرم افترا و توهین در یکی از کتابهایش با شاکی خصوصی رو به رو شد و روانه زندان گردید.در آن روزها نویسندگان زیادی چون عماد الدین باقی خواهان آزادی او شدند.اما در وبلاگی که در حمایت از او طراحی شده بود کاریکاتور جالبی منتشر شد که به قرار زیر بود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/005815.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۴) حتما نام استاد نور الدین زرین کلک را شنیده اید،مردی که از اوبعنوان پدر انیمیشن سازی ایران نام برده می شود.این استاد گرانقدر در اواخر اردیبهشت ماه سال ۸۶ به خاطر مسائلی که هنگام کشیدن یک فرشته(شاید سیاه) در کلاس درس برایش پیش آمد از دانشگاه تهران اخراج شد.جنجال پیرامون این مرد آنقدر بالا گرفت که عده ای از بسیجیان دانشگاه تهران با آمریکایی خواندن او خواهان اعدامش شدند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/2006009844195509467_rs.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۵)بچه ها جون همه چیز داشت عالی پیش می رفت که حوالی خرداد ماه ۸۶ به یکباره بحث ازدواج موقت در مجلس بالا گرفت.باقی قضایا هم که قطعا به خاطر دارید اما این کاریکاتور توی اون روزها به موضوع داغ تبدیل شده بود:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 403px; HEIGHT: 342px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/2001194699600850054_rs.jpg&quot; width=425 height=599&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;۶)اون روزهایی که شهر پکن آماده میزبانی المپیک می شد بسیاری از مخالفان کشور چین در شهرهای مختلف جهان تظاهراتی رو انجام می دادند و خواستار عدم بر گزاری این مسابقات در کشور چین می شدند،معترضین معتقدند بودند و البته هنوز هم هستند که چین یکی از نقض کنندگان اصلی و مطرح حقوق بشر در دنیاست.دریکی از همین تظاهرات لوگویی برای المپیک چین ترسیم شد که حالا هم دیدنش خالی از لطف نیست:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 501px; HEIGHT: 272px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/logo.JPG&quot; width=555 height=281&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این عکسها و کاریکاتورها مربوط به روزهای اولی بود که تازه وبلاگی به نام طلوع در اینترنت درست شده بود ،بد بودن و کم و کاستی را هم به بزرگی خودتون ببخشید،اما امیدوارم مقصود من را گرفته باشید با اجازه شما دوستان ما هم رفتیم تا گرد و خاک این گشت و گزار آرشیوی یا همون آرشیو نوردی رو از سر و صورتمون پاک کنیم و خستگیش رو هم به در.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 01:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از آزاد تا هاروارد</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/2mk85u.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 437px; HEIGHT: 318px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/fkn1fp.jpg&quot; width=487 height=334&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به نظرم سلف غذاخوری دانشگاه آزاد با سلف غذا خوری دانشگاه هاروارد فرق خیلی اساسی نداره!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 16:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو حادثه مرگبار در کمتر از یک هفته</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&quot;به نام خداوند جان و خرد&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/35.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;ایران +تحریم+روسیه+هواپیما +حادثه+سقوط + مرگ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 379px; HEIGHT: 500px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;متاسفانه امروز سی نفر دیگر از هموطنانمان در اثر نقص فنی توپولفی دیگر در فرودگاه مشهد جانشان را از دست دادند&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/spgetz.jpg&quot; width=443 height=563&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;محمود احمدي نژاد اعلام كرده است در زمينه تلفات سوانح هوايي از هفته پيش تا حالا ۹۰ درصد رشد داشتيم ومدارك آن هم مكتوب موجود است طوريكه از تلفات ۱۶۸ نفر در هفته گذشته به ۱۶ نفر در اين هفته رسيديم در ضمن در سانحه قبلي هواپيما در آسمان دچار نقص فني شده و سقوط كرد ولي به همت همه افراد زحمكتش دولت دهم اينبار هواپيما روي باند دچار سانحه شد که اين خود نشان دهنده پیشرفت غير قابل انكار صنعت هواپيمايي كشور است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;البته احمدی نژاد به مردم قول داد در سانحه بعدي هواپيما سر جاي خودش و قبل از حركت منفجر شود.يعني ميگيد اين هم دروغه مردم!؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV id=comment_box_5362413227314467372_112543727745_3386672 class=comment_content align=center&gt;
&lt;DIV class=comment_text&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=6 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;*******&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 20:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیاست از نوع پیازی!</title>
<link>http://alimoradi65.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;به نام خداوند جان و خرد&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://alimoradi.persiangig.com/35.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0099 size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;ما هم سرپیازیم هم ته پیاز!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 364px; HEIGHT: 369px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.vegetablesgrowing.com/images/red_onions.jpg&quot; width=1397 height=1834&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&quot;قبل از شروع باید عرض کنم که مطلب قبل بنا به دلایلی حذف شد،لذا از دوستانی که پیرامون آن مطلب نظراتی را ارائه کرده بودند عذر خواهی می کنم&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و اما حکایت نود و هشتمین مطلب طلوع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قبل ازشروع انتخابات یادداشتی با عنوان &lt;A href=&quot;http://alimoradi65.blogfa.com/post-97.aspx&quot; target=_blank&gt;&quot;انتخابات ایران در مدار صفر درجه&quot;&lt;/A&gt;نوشتم.در آن مطلب بر این نکته تاکید داشتم که اخلاق در انتخابات ایران معنایی ندارد.شعارهای بیهوده!آمد و رفت های بی حاصل و از این دست موارد متعدد که در سی سال گذشته ما و بزرگترهای ما کم ندیده اند.همان هم شد.این بی اخلاقی اینبار درشمارش آراء مردم(اگر شمارشی در کار بود) که به نوعی امانتی در اختیار دولت مردان برای شناخت رییس جمهور جدید بود اجرا شد تا عملا حکم حرامی صرف شود.از کلیشه و تکرار مکررات که هر روز از سر صبح تا شامگاه گوشمان را پر می کند نمی خواهم بگویم از تقلب و باز پس گیری حق مسلم نمی خواهم بگویم.نه..اصلا می خواهم بگویم که:&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;در جمع دوستانه ای بودیم که نقل داغ آن محفل، انتخابات و اعتراض های مردمی بود.اینکه مردم در کوچه و خیابان و به صورت علنی اعتراض خود را نشان می دهند.شاید صحبت داغ اینکه تا امروز چند ضربه باتوم دشت کرده ای؟وقتی نیروهای امنیتی به دنبالت بودند چطور فرار می کردی؟و صحبت های پر از هیجانی که برای یکایکمان تازگی داشت .در این حین مادر یکی از دوستانم گفت :&quot;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هزار بار به (...) میگم آخه بچه مگه جونت رو از سرکوچه پیدا کردی که هر روز تو خیابونا میرید و شعار می دی؟ در این عالم سیاست ما نه سر پیازیم نه ته پیاز!هر اتفاقی اگه قرار باشه خودش می افته چه ما بخواهیم چه نخواهیم.پس لطفا اینقدر تن و بدن ما را نلرزون&lt;/FONT&gt;.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر با صحبتهای این مادر همراه شویم در می یابیم که صحبت او صحبت هزاران پدر و مادر دیگر هم  در آن روزها بود!صحبت هزاران زن و مرد دیگر که حتی خودشان درآن روزها علنی هم اعتراض می کردند بود &quot;&lt;FONT color=#ff0000&gt;که ما در این سیاست نقشی نداریم&lt;/FONT&gt;&quot;. شاید براستی همان تجربه سیاسی بر همگان ثابت کرده که ما در عرصه این سیاست نه سر پیازیم نه ته پیاز!و اینکه تا بوده همین بوده!البته نتیجه تا به امروز هم چنین چیزی را به ما ثابت می کند!&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما واقعا تا به حال فکر کردید چرا ما که تشکیل دهنده &quot;ملت&quot; در یک سرزمین مشترک با نام ایران هستیم نباید در سیاست کشورمان که با زندگی روزمره مان گره خورده است نقشی داشته باشیم؟&lt;/FONT&gt; چرا حالا باید به رمان دایی جان ناپلئون برگردیم و به گفته او ببینیم که انگلستان کی دلش می خواهد چه اتفاقی بیافتد؟منتطر رهبران احزاب ها و گروه ها باشیم تا ببینیم که کی می خواهند حرکت کنند و اگر نباشند جنبشها هم یعنی هیچ.مگر نه اینکه هر شهروند بعنوان عضو این جامعه در سرنوشت خود باید نقش داشته باشد اما چرا برای ما اینگونه نیست؟چرا چرخش روزگار کاری کرده که &lt;FONT color=#ff0000&gt;&quot;ما &quot;&lt;/FONT&gt;باز هم تاکید می کنم &lt;FONT color=#ff0000&gt;&quot;ما &quot;&lt;/FONT&gt;بعنوان ملت نباید در سیاست مربوط به خودمان تاثیر گزار باشیم.چرا باید دست به دامان آمریکا و اتحادیه اروپا باشیم؟چرا چین و روسیه باید بازیگران اصلی این صحنه سیاست باشند؟اصلا عامیانه بگویم مگر ما&quot;اینجورییم&quot;.چرا آنها باید به جای ما تصمیم بگیرند؟&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صحبت من این نیست که الآن باید هفتاد میلیون  به کوچه و خیابان بریزند و شعار دهند.نه اصلا.صحبت من با آن مادری است که معتقد است&lt;FONT color=#ff0000&gt;:&quot; ما نه سر این پیازیم و نه ته آن &quot;&lt;/FONT&gt; صحبت من با آن کسانی است که معتقدند: در این شرایط صدای شهروندان عادی به جایی نمی رسد که شاید تک تک ما هم از انها باشیم.اما در واقع مگر نه اینکه اصل کار و یا سر و ته آن پیاز ما هستیم.(با عصبانیت)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما براستی چرا اینگونه است؟ این سئوال همیشگی ذهن من است که چرا میلیون ها انسان باید منتظر تصمیم افرادی با تعداد انگشتان دست باشند؟چرا در این دنیا باید چنین عدم توازنی وجود داشته باشد؟این خاک و این مرزو بوم از برای ماست اما هیچ نقشی درآن نداریم.برای این خاک نقد می کنیم برای آرامش این خاک تلاش می کنیم اما گویی آب در هاون کوبیدن است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جواب کلیشه ای جهان سومی خسته ام کرده.جوابهای کلیشه ای که در کتاب ها و دانشگاه یاد گرفته ام خسته ام می کند.آیا واقعیت دیگری هست که بتواند ما را از جز خارج کند و به کل برساند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پ.ن:لطفا در جهت ابراز همدردی با&quot; خانم مهسا امر آبادی &quot;روزنامه نگار زندانی شده بر روی تصویر زیر کلیک نمایید و با رفتن در وبلاگ ایشان و قرار دادن کامنتی هر چند کوتاه حمایت خود را از این روزنامه نگار جوان نشان دهید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 399px; HEIGHT: 120px&quot; border=1 cellSpacing=1 cellPadding=2 width=399&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=7&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #99ff99&quot;&gt;&lt;FONT color=#800080&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot; color=#ff0000&gt; &lt;FONT size=6&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://roozmargi.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot; size=6&gt;ابراز همدردی با مهسا امرآبادی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ff0000&quot;&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 10 Jul 2009 19:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=alimoradi65&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>alimoradi65</dc:creator>
<guid>http://alimoradi65.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
